X
تبلیغات
رایتل
جمعه 12 مهر‌ماه سال 1392

خوابی ازجنس تدبیر، شاید هم امید

همین پریشبا خواب بودم اتفاقا غذای زیادی هم نخورده بودم برنامه 90 هم ندیده بودم که ذهنم پر از انواع حوادث جورواجور باشه اما خواب عجیبی دیدم.

 دیدم جشن تولد بزرگی توی پاستور برپاست وهمه سران کشورهای دنیا دعوتند. البته منظورم از سران کشورهای دنیا همون 6 تا کشوره چون بقیه که کشور نیستند و به حساب نمیان و تعامل و روابط بین الملل یعنی روابط با این 6 تا بقیه شهرن نه کشور...   سران دولت های اسبق و قبل اسبق هم هستند . رئیس دولت سابق صندلیش خالی بود. اما رفیق شفیقش که زلال بود و ناب و بهاری ردیف سوم نشسته بود.

یه کیک بزرگ آوردن و گذاشتن وسط خیلی بزرگ بود .همه نشسته بودن و آهنگی بین المللی پخش می شد..

No war … no waar… no waaaar

یه دفعه همه بلند شدند و صدای کف هاشون بلند شد . سالن پر شد از صدای کف و سوت و همهمه

زیر دست و پا داشتم گم می شدم یه نیگاه به سن انداختم دیدم دکتر روحانی درحالی که کلاهی بزرگ بر سرشه به همراهی دکتر ظریف که در سمت راست رئیس جمهور با کلاهی بزرگ تر حرکت می کرد ودر  سمت چپ  دکتر نجفی با کلاهی که از بزرگی تا زیر چشماش اومده بود ،وارد شدند.

جمعیت همه یکصدا تشویق می کردند و همه با زبونهای مختلف صدا می زدند .تدبیر... تدبیر هی هی امید ...امید هی هی

ازکلاه هایی که سر این آقایون بود حدس زدم مراسم تولد دکتر روحانیه منم رفتم جلوتر تا بهتر ببینم .دکتر روحانی چند دقیقه ای با لبخند صحبت کردند و نشستند و دکتر ظریف برای جمع ترجمه کردند و آخرش گفتند تنکیو وری ماچ..

روی کیک نیگاه کردم دیدم یه دونه شمع گذاشتند تعجب کردم اونقدر که نزدیک بود از خواب بیدار شم. با خودم گفتم مگه دکتر روحانی یک سالشه؟ اینا چرا یه دونه شمع گذاشتن؟

تا این که  بعد از ظریف اومانوی سازمان ملل  با چشمای خواب آلود رفت پشت تریبون و اعلام کرد این مراسم توسط کمیسیون اعتدال سازمان ملل ترتیب داده شده به مناسبت اولین بار حضور دکتر روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل....

دوباره دکتر ظریف اومد و ترجمه کرد اما من با این که زبانم خوب نیست همون انگلیسیهای اومانو رو بهتر فهمیدم تا ترجمه فارسی ظریف وباز آخرش دکتر ظریف گفت تنکیو خیلی ماچ!

دکتر روحانی شمع و فوت کردن و موقع اهدای کادوها شد.

مجری برنامه نفر اول رواعلام کرد:

کادوی جناب آقای اومانو دبیرکل سازمان ملل

کادوی اومانو باز شد و همه گفتن وااااا یک ساعت مچی کاسیو آخرین مد روز ساخت ژاپن به به

یه گروه کر مختلط هم ته سالن میخوندن "چرا زحمت کشیدین چرا بیشتر ندادین ..."

دکتر نجفی هدیه رو تحویل گرفتند اما یهو ساعته توی دستش خورد و خمیر شد. اما جمعیت با شور و شعف کف زدند مجری برنامه اعلام کردند ساعت تقلبی بود ولی جمعیت بیشتر تشویق کردند. دکتر نجفی کلاهش رو بالاتر آورد و گفت مهم هدیه دادن است  برای دولت تدبیرو امید مادیات هیچ ارزشی ندارد.

 

نفر دوم

کادوی وزیر امور خارجه آمریکا

یک پاکت شیر تازه از بهترین گاوهای آمریکا

دکتر ظریف که انگیلیسیش خوبه  پاکت رو گرفت و هنگام تحویل به دکتر نجفی گفت :البته تاریخ شیر چند ماهی گذشته اما خب هدیه همیشه باعث رفع تنش و جلب اعتماد جهانیان خواهد شد.


نفر سوم 

بانکی مون رئیس آژانس بین الملی حمایت از حقوق هسته ای کشورهای پیشرفته

 برگه اجازه تحقیقات فیزیک کاربردی در آزمایشگاههای دبیرستان های ایران! 

دکتر صالحی که  خیلی ناراحت بود برگه رو گرفت و انگار میخواست یه چیزی به دکتر روحانی بگه که دو نفر که ریش های پروفوسوری داشتند نذاشتند و فریاد زدند دست.... دست و جمعیت تشویق کردند.


نفر چهارم کادوی وزیر امور خارجه انگلیس:

منشور کوروش اثر گرانبهای تاریخ تمدن جهان

دکتر ظریف درحالیکه به جمله made in china روی منشور خیره شده بود اون رو تحویل دکتر نجفی داد .البته دکتر نجفی تعجب نکرد و توضیح داد مهم اینه که عتیقه جات سرقت شده از ایران برگردانده بشه حتی تقلبیش!

اصلا تقلب و اصل الان هیچ تفاوتی نداره هنرمندان عرصه عتیقه و اشیاء گرانبها اونقدر با مهارت کپی برداری می کنند که هیچ تفاوتی با اصل ندارد.

به همین دلیل طی مذاکراتی که با موزه های آمریکا انگلیس و فرانسه داشتیم مقرر شد تمامی ثروت های تاریخی ایران که در اختیار این کشور هاست حداقل نمونه تقلبیش به ایران اهدا بشه

جمعیت تشویق کردند و سران 6 کشور برپا ایستادند و با فرستادن بوس برای دکتر نجفی از ایشان تشکر کردند. از تعجب داشتم شاخ در می آوردم که یهویی خوردم به یکی گفتم ببخشید. جواب داد :never minde   نیگاش کردم دیدم ا اا این که اصغر فرهادیه گفتم مخلصیم داش اصغر چطوری بچه خمینی شهر... دیدم توجه نکرد واخمهاش رو تو هم کشید رفت سمت خانوم خارجیه که تو فیلمش بازی می کنه...

کادوها یکی یکی تحویل داده می شد و کلاه به سرها کلاهشون هی بزرگ و بزرگ تر می شد تا تمام بدنشون رو پوشوند . برگشتم به جمعیت نگاه کردم اما وحشت سراسر وجودم رو گرفت یه مشت هیولا داشتند کف میزدند از ترس از خواب پریدم و فریاد زدم ماماااان....

 ------------------------------------

پ ن :دوستان عزیز گرداننده سایت الف مخصوصا دکتر توکلی توجه بنمایند من بیچاره فقط خواب دیده ام و این مصداق بالا و پائین کردن شان مقامات دولتی نیست به من چه خب خودشون نیان تو خواب من!

 

نظرات (7)
تقوی
شنبه 13 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 02:00 ب.ظ
سلام

جانا سخن از زبان ما می گویی
در این میان دلم برای غربت رهبر می سوزد .
یا علی
امتیاز: 0 0
محمد جواد کرامتی
یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 10:37 ب.ظ
تازه این اول بدبختیمونه.....
به خدا سوگند گمان دارم اینان قدرت را از شما بگیرند زیرا آنان بر باطل خویش وحدت دارند و شما از رهبر خویش در راه حق فرمان نمیبرید(امام علی ع)
امتیاز: 0 0
سمانه
یکشنبه 21 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 09:45 ب.ظ
دارن نتیجه شو میبینن ولی نمیدونم چرا باید به شعور ما توهین شه که آمریکا فک کنه میتونه سرمون شیره بماله
امتیاز: 0 0
سیدحسین
سه‌شنبه 23 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 05:39 ب.ظ
وبلاگ خوبی دارید به من هم سر بزنیدودر رابطه با امام زمان بیشتر بدانید.ومن هم از نظرات خوب و کارساز شما استفاده کنم.ممنون
امتیاز: 0 0
نقد آزاد
چهارشنبه 24 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 10:25 ب.ظ
سلام.عجب خوابی؟؟؟دیدید!!!دیدند برامون!!! خواهند دید!!!دیده بودند!!!
امتیاز: 0 0
نقد آزاد
چهارشنبه 24 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 10:27 ب.ظ
آقای یزدانی با شعر زیبایی از آقای نادری متناسب با این حال و روزهای کشور به روزم...
امتیاز: 0 0
مسعود
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 11:42 ب.ظ
چه خوابایی میبینی تو چای شیرین
اونقت پا شدی جاتو خیس نکرده بودی؟
پاسخ:
نه چیزی یادم نمیاد آخه اونقدر محو تماشای کمالات کلید و تدبیر و امید بودم که تمام بدنم از کار افتاده بود!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد