خبر های موثق حاکی است که سعیدخان حجاریان پس از این که زیر شکنجه بسیار شدید!! ماموران که باعث شد ایشان خیلی زجر بکشند، اعتراف کرد.
هم اکنون نیز زیر شکنجه سران اغتشاش قرار دارد تا اعترافاتش را تکذیب کند.خاتمی چندین بار ایشان را شخصا مورد شکنجه روحی قرار داده. بیچاره سعید از هر دوطرف شکنجه می شه

در بحبوحه فتنه های زمان خلافت امیرالمومنین عمار یاسر مدام با مخالفان محاجه میکرد و با استدلال های متقن دهان منافقان را به هم می دوخت.
فتنه های اخیر شباهت زیادی دارد با فتنه های ان دوران بر ان شدیم تا عمار یاسر این فتنه را بشناسیم .

اگر وقایع را به یاد آوریم کاملا مشهود است که دکتر حداد شجاعانه از رای مردم و منتخب مردم و رهبری عزیز دفاع کرد.حضور ایشان در گفتگوی ویژه خبری شبکه2 و استدلالات متقن وی ریزش شدیدی در مردم معترض داشت.
روشنگری های عمار گونه دکتر آنچنان اردوگاه فتنه را به هم ریخت که عده ای از سربازان جلبکی قصد داشتند در دانشگاه تهران در برابر ایشان جبهه گرفته و هتک حرمت کنند.
شرح ماوقع را از زبان خودشان میشنویم:
"من چون عضو هیات علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران هستم، گهگاه به گروه مراجعه می کنم تا ضمن با خبر شدن از تصمیمات گروه فلسفه، ارتباطم را نیز با اساتید حفظ نمایم. امسال هم به ذهنم رسید قبل از شروع سال تحصیلی سری به گروه بزنم تا ضمن هماهنگ شدن با دانشگاه، دوستان خود را نیز ملاقات کنم.
در روز مراجعه من به دانشگاه (روز یکشنبه) تا ساعت چهار و نیم بعدازظهر کمیسیون فرهنگی را اداره می کردم، ساعت 5 که به دانشگاه رسیدم وارد دفتر گروه شدم و با آقای دکتر غفاری مدیر گروه فلسفه صحبت کردم. بعدا آقای دکتر قوام صفری نیز که از استادان گروه بودند در دفتر حضور پیدا کردند و از اساتید دیگر هم هیچکس نبود. 3 یا 4 نفر از دانشجویان هم که در زمینه رساله اشان با من کار داشتند مراجعه کردند.
در این هنگام در حدود 10 تا 20 نفر از دانشجویان شعار دادند که "حداد حیا کن فلسفه را رها کن" خواستم صحبت کنم که دوستان گفتند ضرورتی ندارد. نیم ساعتی گذشت این تعداد به حدود 50 نفر رسیدند شعارهایشان هم تندتر شد که در سایتها خواندید.
پس از اتمام کارم، از دفتر گروه بیرون آمدم و این افراد با دیدن من دوباره شعار دادند، برایشان دستی تکان دادم، لبخندی زدم و از دانشگاه بیرون رفتم.
بعدها دیدم برخی رسانه ها نوشتند که فلانی نتوانسته کلاس تشکیل بدهد، عصبانی شده، می لرزیده، ناسزا گفته، اعلام کرده که همه را به زندان می فرستم! این ها همه دروغ بود و ظاهراً دروغ گفتن در سایت آسان تر از بقیه جاهاست. البته امیدوارم جهان نیوز به این ویروس خطرناک مبتلا نشود (با خنده)!
همانطور که گفتم اصلاً کلاسها در آن زمان تشکیل نشده بود و من یک روز قبل از شروع کلاسها به دانشگاه رفته بودم و در چند سال اخیر به استثنای یک سال کلاس های من بیرون از دانشگاه برگزار می شد.
درمورد برخورد انظباطی با این دانشجویان هم هیچ پیشنهاد، توصیه یا اظهار نظری نکرده ام و اعلام کردم که این مربوط به مدیریت دانشگاه است، فقط متاسف شدم چرا دانشجو باید فحاشی کند.
من معلم فلسفه ام، کارمان استدلال است، حرف زدن و شنیدن! دانشجویان معترض می توانستند با خونسردی و با قوت، استدلال خود را بیان کنند و حرفهای من را هم بشنوند بعد هر تصمیمی خواستند بگیرند.
ظاهراً فحاشی این دانشجویان به خاطر تحریف سخنان من در یک روزنامه بوده است که در آن وانمود شده بود که من از کشته شدن مردم در تظاهرات خیابانی راضی ام! در حالی که من گفته بودم مساله اصلی ادعای تقلب در انتخابات است و این مساله باید روشن شود.
البته این حوادث هم بسیار تلخ و تاسف آور و مهم است، عاملین آن هم باید مجازات شوند، اما مساله اصلی چیزی است که مردم را به خیابانها کشاند و آن ادعای تقلب بود.
این عقیده من است و اگر کسی عقیده دیگری دارد آن هم برای خودش محترم است، این بحث ها نیاز به فحاشی ندارد.
آقایانی که این تظاهرات را راه انداختند باید بدانند که دموکراسی همین است، یکی پیروز می شود، یکی هم شکست می خورد. اگر قرار باشد به کسانی که به کاندیدای شکست خورده رای ندادند، فحاشی شود ممکن است خدای ناکرده هواداران کاندیدای پیروز هم علیه معترضین این کار را انجام دهند و اگر چنین شود جامعه ما از اخلاق دور خواهد شد."