منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

وا می کنم روزی تو را از دست بی ناموسها

این شعر زیبا با عنوان « کرکس طوطی نمی شود » سروده ی آقای حنظله کرمانشاهی است که دوستی برایم فرستاده است. ضمن اینکه شما را به خواندن آن دعوت می کنم تذکرا عرض می کنم که یقینا قافیه ی مصرع پایانی کمی تند بنظر می رسد لذا پیشاپیش عذر خواهی حقیر را بپذیرید ، هرچند عده ای از مخملیون ! یقینا لایق چنین القابی هستند.
 

s2

دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسها
رفتی به یغما ناگهان با خدعه ی سالوسها

ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین
با جلبک و گلسنگها با حمله ی ویروسها

کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند
راهی ندارد این دغل در حلقه ی طاووسها

فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل
افتاده ای امروز اگر بر چهره ی جاسوسها



این رنگ احیا می شود ، شیاد رسوا می شود
می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها

s3



بنگر نقاب ننگ را ، لبخند پر نیرنگ را
بر چهره ی شیادها بر روی اختاپوسها

این روزها آید به سر ، بیرق شوی بار دگر
گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها

ای سبز من قدیس من ، زیباترین تندیس من
وا می کنم روزی تو را از دست بی ناموسها
 

سبز لجنی

 
منبع:یک استکان چای داغ

ما را ز جنبش خس و خاشاک باک نیست

از حلقه­ هایمان به­ در افتاد رازها
با قیل وقال بی­ ثمر عشقبازها

دوشید فتنه ­ای شتران دو ساله را
بر دوششان نهاد به بازی جهازها

شوخی شده­ ست و عشوه نماز شیوخ شهر
رحمت به بی­ نمازی ما بی­نمازها

خیل پیاده­ ایم، کجا بازگو کنیم؟
رنجی که برده­ ایم ز شطرنج­ بازها

ماییم و زخم خنجر و دست برادران
ماییم و میزبانی این ترک تازها

در پیش چشم کوخ نشینان غریب نیست
از کاه، کوه ساختنِ کاخ­ سازها

قرآن به نیزه رفت...خدایا مخواه باز
بر نیزه­ ها طلوع سر سرفرازها

در گنبد کبود زمان ما کبوتران
بستیم چشم و بسته نشد چشمِ بازها

ما را ز جنبش خس و خاشاک باک نیست
بر خاکمان مباد هجوم گرازها 

منبع:رجا نیوز 

سید محمدمهدی سیار