سال ها پیش ایشان را بسیار دوست میداشتم.و کسانی که به ایشان توهین میکردند را هم ردیف منافقین و ضد انقلاب ها میپنداشتم.حتی اگر کسی انتقادی هم به ایشان داشت آن را برنمیتابیدم و طرف را قانع میکردم که ایشان از یاران صدیق امام هستند و هدف دشمنان از توهین به ایشان ضربه زدن به اصل انقلاب است.
ایشان را مالک اشتر علی زمان تصور میکردم و وجود ایشان را کمک حال رهبری عزیز در دوران سختی که همه میدانیم چه دورانی بود و نیاز به نام بردن از آن روز های سخت نیست.
روز هایی که هاشمی سیبل نظام شده بود و گروه پیروز و نو رسیده هرچه در چنته داشت رو کرد تا اورا به زمین بزند و از این به خاک افتادن چند روزی قدرت دنیا را نصیبی بیشتر ببرد.
در آن روز با تمام قوا در حمایت از ایشان ایستادیم و چه ناسزاها که نشنیدیم.از دوست و دشمن... اما آنروز وظیفه مان دفاع از شخصیتی بود که درکنار مقتدا و ملایمان بوی امام میداد.
ماجرا از جایی شروع شد که مردم انتخابی کردند که ایشان نکرد.و سلیقه منتخب مردم در اداره کشور با شیوه 16 ساله در تضاد بود. همین،باور کنید جریان فقط همین بود. چیزی که در دنیای سیاست امری بسیار طبیعی است.
اما ایشان این تضاد را برنتافت . که اصلا ایرادی هم به ایشان وارد نیست بالاخره هر دولتی موافقان و مخالفانی چه در توده عوام و چه در نخبگان سیاسی دارد. اما وقایع اتفاقیه !در خرداد 88 اوضاع را کمی مبهم کرد .در باره آن روزها نیاز به قلم فرسایی دوباره نیست همه به یاد دارند .
اما آن روزها ،تحلیل آقای هاشمی را از شرایط جاری کشور عوض کرد. ایشان از شیوه مناظره آن شب تاریخی به شدت گله مند بود و شاید در ابتدا کمی حالت قهر گرفت اما با یاداوری تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی از این تصمیم منصرف شد. و به دامان رهبری برگشت.
به هرحال زاویه گرفتن ایشان از فتنه گران اگرچه دیر بود اما دلهایمان را روشن کرد که هاشمی کجا و آنها کجا .دفاعیات ایشان از ولایت و تاکید به فصل الخطاب بودن مقام ولایت امر، برق ذوق در چشمانمان دواند و دلهای خسته مان روشن شد.
اما مدتی پیش بحث وقف دانشگاه آزاد و اصلاح اساس نامه دانشگاه آزاد مطرح شد بحثی که با کشمکش هیئت امنای انتخابی توسط دولت، شورای عالی انقلاب فرهنگی و هیئت موسس میرفت تا به چالشی سیاسی تبدیل شود و رهبری عزیز با درایت بحث را مختومه کرده و با تعیین یک تیم فقهی حقوقی اعلام نظر نهایی را در این باب به بعد از بررسی و تحقیق توسط این تیم موکول کردند. همان روز آقای جاسبی مصاحبه کردند که نظر رهبری فصل الخطاب است.و این شروعی خوب بود .
اما این روزها که دیگر کار هیئت حقوقی –فقهی تمام شده و احتمالا برخی از آقایان از نتیجه تحقیقات خبر دارند حرف هایی از جنس دیگری شنیده میشود.حرف هایی نگران کننده که بیشتر با هدف تاثیرگذاری بر رای نهایی است. اما شما که رهبری عزیز را میشناسید. پس هدفتان از این حرف ها چیست؟
آقای هاشمی در سخنرانی اخیرشان فرمودند:اگر کسی بتواند این وقف را به هم بزند از خدا قوی تر است!
هنگام دیدن این جمله اشک در چشمانم حلقه زد . کاملا واضح است که منظور ایشان دیگر دکتر احمدی نژاد نیست.. آقای هاشمی مگر نظر رهبری فصل الخطاب نیست؟ مگر ایشان به قول شما محور وحدت و جامعه نیستند؟ پس این جمله شما یعنی چه؟خواهش میکنم برای من یکی تفسیر کنید که این جمله یعنی چه؟ آیا غیر از این است که حرف همان است که من میگویم و فقط خدا میتواند حرف مرا عوض کند!
از تمامی دلسوزان ایشان استدعا دارم این روزها برای ایشان امن یجیب بخوانید. ما را که از بیت ایشان و حلقه یاران ایشان خبری نیست که چه به ایشان میگویند و چه خبرهایی برایشان میبرند. اما فقط باید برای ایشان امن یجیب خواند و من هم میخوانم. آقای هاشمی ولایت مدار بمان .آقای هاشمی سن من نصف سالهایی هم نیست که شما برای این انقلاب در زندان و تبعید بوده اید اما بزرگان گفته اند حرف راست را از بچه شنو! نگرانم.باور کنید بعد از این جمله شما سخت نگرانم و نگرانیم
بیایید یک بار دیگر تکرار کنیم :نظر مقام معظم رهبری فصل الخطاب است. آزمون ولایت مداری فقط برای دولت نیست که مدام چماقی کنیم و بر سرش بکوبیم همه باید ولایت مدار باشیم چه شما چه من !
لینک یادداشت در روزنامه وطن امروز
صندلی های مجمع عمومی سازمان ملل حتما از بهترین صندلی ها هستند و از بهترین و با کیفیت ترین مواد اولیه ساخته شده اند صندلی هایی راحت و پیشرفته! خب بالاخره اداره مخابرات شهرک ما نیست که ،سازمان ملله مثلا..
کمپانی ساخت این صندلی ها حتما کلیه تست ها و آزمایش هارو رو صندلی ها انجام دادند که وقتی سران مملکت های جهان میشینن روشون صندلی گرما رو عبور بده و باعث داغ شدن رئیس بینوا نشه!
این صندلی ها سالها بود که سرجاشون به مدعویین سازمان ملل خدمت رسانی کرده بودند و هم اونا راضی بودند و هم صندلی ها.
سران مملکت های دور و نزدیک و وسط هر سال جمع میشدند و همو تایید میکردند و کف میزدند و میرفتند.
تا این که یه بار "فرزند مردم" رفت پشت تریبون لحنش متفاوت تر از همه ، ها و سوارهاشون همه به گوش شدند. ناگهان محکم صدا زد هلوکاست دروغی بزرگ و افسانه ای توطئه آمیز است!
ناگهان درجه حرارت برخی صندلی ها بسیار بالا رفت .دود از کله برخی بلند شد! گیج و هاج و واج به صندلی نگاه میکردند و صندلی های بینوا هم حرارت شدید رو تحمل میکردند.برخی که تحمل این حرارت رونداشتند سریع فرار رو به قرار ترجیح دادند.
چه رابطه ای بین هلوکاست و حرارت صندلی ها بود معلوم نشد اما کمپانی ساخت صندلی های سازمان ملل، سه سال بهترین دانشمندا و دکتراشو جمع کرده بود تا سیستمیتوی صندلیها تعبیه کنند تا به محض زیر سوال رفتن هلو کاست فعال بشه و استفاده کننده بتونه حرارات رو تحمل کنه و فرار نکنه.
امسال قبل از آغاز مجمع ،صندلی ها کاملا مجهز شدند و کمپانی سازنده تضمین کرد که حرارت صندلی بالا نخواهد رفت. برخی کشورهایی که سابقه استعماری بیشتری داشتند تضمین رو قبول نکردند. و روی صندلیشون ننشستند. اما آمریکایی ها که کمپانی توکشور خودشون بود قبول کردند البته خودشون همبه سمعک های قوی مجهز شدند که درصورت این که "فرزند مردم"دوباره خواست به سمت مسئله هلو کاست بره سریعا بلند شن تا اعضاء و جوارحشون نسوزه.
تیم آمریکایی با خیال راحت سرجاش نشسته بود و "فرزند مردم" تریبون داغش رو آغاز کرد. اللهم عجل لولیک الفرج ....
ناگهان و در یک حرکت غیر قابل پیشبینی یازدهم سپتامبر تنها عامل مشروعیت بحشی به جنایات استکبار در عراق و افغانستان زیر سوال رفت...
نمایندگان آمریکا که سمعک هایشان را به کلمه هولو کاست حساس کرده بودند ناگهان احساس کردند صندلی مثل کوره آجر پزی حرارت دارد و تا مغزاستخوانشان میسوزد
گوش هایشان را تیز کردند...
"فرضیه دوم این است که عده ای در دولت آمریکا این جنایت را انجام داده باشند...."
حرارت به مرز جیغ بنفش رسید.تیم آمریکایی با سرعت بلند شد و درحالی که از شدت درد به خود میپیچید با حیرت و سرگردانی از سالن خارج شد.