امروز خبر گذاری ایرنا خبری رو در خروجی خود گذاشت که عکس العمل حسین کروبی آق پسر کروبی و نوه نن جون بسیار خنده دار بود. ببینید...
ایرنا:سران فتنه از تهران خارج شدند.
اما فرزند کروبی در واکنشی عجولانه سوتی خنده داری داد وگفت: این خبر کذب است و پدرم هم اکنون در تهران است و به جد پیگیر مسائل روز!
نکته جالب اینکه در خبر خبرگزاری ایرنا نامی از مهدی کروبی برده نشده اما گویا فرزند شیخ اصلاحات هم قبول دارد که بابا جون از سران فتنه است.
پسر کو ندارد نشان از پدر.
جون شما نه جون دکتر حشمت 10 دقیقه میخندیدم.
تمام شد.صبر و کرامت ملت لبریز شد.امروز میلیون ها نفر آمدند.6ماه بود که مردم عزیز ایران که از مناقشات سیاسی برکنار بوده و هستند مورد هجمه وسیع جریان زیاده خواهی قرار گرفتند که مردم را زمانی مردم میداند که به ایشان رای دهند و اگر جز این شد یا شعور مردم را به سخره میگرفتند و یا ملت را گدایان قابلمه به دست توصیف میکردند.
این بار انتخاب مردم تکلیف را روشن میکرد. انتخاب احمدی نژاد برای این جریان مرگ بود.اما رای دوبرابری دکتر برایشان مرگ و برزخ و دوزخ را یک جا آورد و هرکار کردند تا نقاب نفاق 30 ساله شان را لو ندهند نشد که نشد.
میر حسین که از حضور( 400 هزار نفری تا 3میلیونی هر عددی خواستید انتخاب کنید) حامیانش در روز شنبه 24 خرداد در خیابان های تهران به وجد امده بود مست از این حضور افسار پاره کرد و مستانه ترک تازی نمود.دوستان و دلسوزان واقعی ایشان هرچه کردند نتوانستند او را از این مسیر خطرناک برحذر دارندو او کرد انچه دیدید و شنیدید و خواندید...
در این میان رهبر عزیز که جانم فدایش مانند پدری دلسوز ایشان را نصیحت می کرد و در پیام های خصوصی از این آقایان خواست تا به قانون تمکین کنند. اما این حقیران که از رایحه ولایت هیچ بویی نبرده بودند این کرامات و برزگواری ها را حمل بر ترس حکومت کردند و حامیانشان را به حضور بیشتر دعوت کردند.
در این میان این سرمایه مردمی حامیان موسوی بود که به شدت ریزش می کرد و از طرفی دیگر عده ای از زبون ترین مردمان بی دین و ناموس که ننگ است نام وطنم روی آنها باشد به جمع حامیانش پیوستند تا رای نداده شان را پس بگیرند.
و موسوی دست در دست رهنورد سقوط می کرد و خود نمیدانست ...
مردم که به سرعت مسیر خود را با ولایت تنظیم کرده بودند از وی فاصله گرفتند و او تنها ماند با مشتی خس و خاشاک و این مشت و کمتر از مشت اورا بدون این که بفهمد چه شد به زباله دان تاریخ فرستادند.
کم کم بحث از انتخابات فراتر رفت و کسانی که احمدی نژاد مظلوم را مقصر اصلی این آشوب ها میدانستند کمی به فکر فرو رفتند اگر این ها با احمدی مخالفند پس چرا شعار ساختارشکنانه؟جمهوری ایرانی؟نه غزه نه لبنان؟این ها به چه معناست؟توهین به رهبری؟
در این میان نقش سایت ها و وبلاگ های سبز نیز در تلقین بیشمار بودن به طرفداران سکولار موسوی را نباید منکر شد.این وبلاگ ها با تمامی قدرت تلاش میکردند تا کشور را درحال انقلاب و دولت را در حال سقوط نمایش دهند.و شاید موسوی نیز شب ها دست در دست رهنورد با این وبلاگ ها دلخوش بود.
عکس امام پاره شد.اصلاح طلبان را سکوت تهوع آوری گرفت. چه کنیم؟بهتر است صدا و سیما را محکوم کنیم.وپس از نامه کروبی به ضرغامی مردم که از نهایت بیشرمی و پرروی این جناح به خشم امده بودند به میدان امدند.موسوی وقتی حضور مردم را دید به ارامی که مبادا به کسی بر بخورد بیانیه ای داد و پاره شدن تصویر امام را مشکوک خواند!!
و مردم آرام ارام اماده خشم انقلابی میشد.
و عاشورا..
چه روزی است این روز بزرگ چه قدر این خون حسین میزان حق و باطل است.و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان
و چه راحت ثابت شد که اینان بقایای آل زیاد و مروانند اما بقایای حسینیان نیز هستند و دیگر اجازه تکرار کربلا نمی دهند و نخواهند داد.
امروز سراسر ایران شعر مرگ بر موسوی در کنار مرگ بر اسراییل و امریکا طنین انداخت.مردمی که به شدت عصبانی بودند و هستند و خدا امشب را بر میر حسین و همسر متفکرش رحم کند تا صبح راببینند.