ناصبی نام اهالی فرقه ای است که ادعا دارند اهل سنت هستند در حالی که چنین نیست و فرسنگ ها با مرام و روش برادران اهل سنت فاصله دارند. ناصبی ها همانطور که از نامشان هویداست مشهور به سب وتوهین به امیرمومنان(ع) و سرور متقیان و اهل بیت (علیهم السلام)هستند. گروهی ضاله که مورد تکفیر همه فرق مسلمان و معتقدین به دین مبین اسلام است.
دین اسلام و سیره پیامبر اعظمش(ص) که مبعوث شده بود تا مکارم اخلاق را به حد اعلا برساند و خود اسوه اخلاق الهی بود به هیچ وجه اجازه توهین و سب را نمی دهد حتی نسبت به دشمنان خدا.قرآن کریم در سوره های مختلف دشمنان خدا را لعنت کرده اما نه در قرآن و سخن خداوند متعال و نه در سیره پیامبر عظیم الشان و اهل بیت عصمت و طهارت (ع)نمیتوان ردی از توهین و سب کردن دید.
وظیفه ما شیعیان که ادعای اتصال به حبل متین ولایت و امامت و بهره مندی از گنجینه عظیم مذهب جعفری را داریم بسیار سنگین تر از برادران اهل سنت است.چگونه است که درروزهای هفته وحدت که خاری است در چشمان دشمنان اسلام برخی جاهل بساطی را راه می اندازند که نه خدا راضی است نه پیامبر خدا نه اولیاء خدا. همچون عروسکان خیمه شب بازی در دستان منحوس شیطان خوش رقصی میکنیم و قهقهه مستانه اش را نمی شنویم.
خداوند متعال درقرآن کریم می فرماید:
و لاتسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم کذلک زینا لکل امه عملهم ثم الی ربهم مرجعهم فیبنهم بما کانوا یعملون(انعام.108) معبود کسانی را که غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید مبادا آنها (نیز) از روی ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، این چنین برای هر امتی عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل می کردند آگاه می سازد (و پاداش و کیفر می دهد)
در تفسیر نمونه آمده است: هیچگاه بتها و معبودهای مشرکان را دشنام ندهید، زیرا این عمل سبب می شود که آنها نیز نسبت به ساحت قدس خداوند همین کار را از روی ظلم و ستم و جهل و نادانی انجام دهند.
آیا همین یک آیه برای بیدار شدن عده ای جاهل ، ناآگاه و غافل کافی نیست؟
احادیث فراوانی در منع اهانت آمده است .بارها و بارها ائمه(علیهم السلام) کسانی را که ادعای شیعه بودن داشته و مخالفان اهل بیت را سب میکردند مورد لعن قرار داده اند. زیرا که سب و توهین ایشان موجب می شود تا دیگران نیز به مقدسات شیعه توهین کنند.
در نهج البلاغه می خوانیم که علی(ع) به جمعی از یارانش که پیروان معاویه را در ایام جنگ صفین دشنام می دادند می فرماید:
انی اکره لکم ان تکونوا سبابین و لکنکم لو وصفتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصوب فی القول و ابلغ فی العذر.
من خوش ندارم که شما فحاش باشید، اگر شما به جای دشنام، اعمال آنها را برشمرید و حالات آنها را متذکر شوید (و روی اعمالشان تجزیه و تحلیل نمائید) به حق و راستی نزدیکتر است و برای اتمام حجت بهتر.
برادر و خواهری که خود را محب و عاشق و شیفته امیرمومنان علی (ع) می خوانی و ادعایت گوش فلک را کر کرده است حضرت می فرمایند من خوش ندارم شما فحاش باشید اگر هستی پس به هیچ وجه در جرگه محبان مولا جای نداری پس خودت را زحمت نینداز و هرچه سریعتر توبه کن!
تمامی مراجع عظام با جشن های خود ساخته و خود بافته که شادی شیطان را در پی دارد مخالفت کرده اند و جایز ندانسته اند اما امان از جهل فریاد از جهل. احساسات و تعصبات خود را بر شعور و درک صحیح از دین غلبه می دهیم و دل خوش میکنیم به کار حرام و شبی را به حرامی که موجب وهن دین است میگذرانیم . دل حضرت زهرا(س) را خون میکنیم به نام عید الزهرا!
چه بسیار شیعیانی که خونشان به دلیل احساسات به جوش امده اهل سنت از شنیدن این اهانت ها ریخته نشده است.خون همه آن شهدای مظلوم پای شماست و همه کسانی که مروج اینگونه مراسمات سخیف هستند.
چگونه است که شور بر شعور دینی غلبه می کند و آنچنان بصیرت را میگیرد که اصلا نمیدانیم چه میکنیم و هشدارهای دلسوزان را به هیچ می انگاریم و دست در دست شیطان مینوازیم و می رقصیم. موجب وهن مذهب جعفری میشویم و خم به ابرو نمی آوریم.
حجة الاسلام والمسلمین نواب [ استاد دانشگاه تهران و دارای درجه اجتهاد ] می فرمایند:
" طلبه ها درباره عیدالزهرا زیاد از من پرسش می کردند و من هم می گفتم درست نیست. تا اینکه یکبار محضر رهبر انقلاب مشرف شدیم و از ایشان پرسیدم که نظر شما چیست؟ ایشان خطاب به من درباره جلسات عیدالزهرا فرمودند:
« شما از موظف هستید حرمت تشکیل و شرکت در اینگونه جلسات را ابلاغ کنید.»
بعدا من که این مطلب را نقل می کردم برخی باور نکردند بنابراین به دفتر رهبری تلفن زدند و مطمئن شدند که نظر آقا حرام بودن این جلسات است. "
آیت الله بهجت درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا فرمودند : " چه بسا ... این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود. "
تمامی مراجع معظم و بزرگوار حرمت تشکیل و شرکت در این گونه مراسم را داده اند و نهی کرده اند اما وقتی عده ای با تشکیل همچین مراسماتی مستوجب وهن مذهب شیعه میگردند و مستوجب آزار و اذیت و گاها شهادت شیعیان در سایر کشورهای اسلامی میگردند و با اعمال شیطانی خویش باعث توهین به اهل بیت و مقدسات مکتب ائمه میگردند هیچ تفاوتی با ناصبی ها ندارند ولا غیر!
برادران عزیز اهل سنت بدانند همانطور که ما ناصبی ها را از مرام و مذاهب شما عزیزان دور میدانیم شما نیز بدانید سب کنندگان به مقدسات شما از ما نبوده و مورد لعن و نفرین شیعیان اهل بیت پیامبر هستند.
مناظره دکتر خباز و دکتر زاکانی نکات بسیار شنیدنی و دیدنی داشت. جملات بسیار زیبایی از دکتر خباز به عنوان قاموس اصلاح طلبی شنیده شد که لبخند ملیحی برلبان خیلی هامان نقش بست و کمی حیرت کردیم که این جریانات اصلاح طلبی که دکتر خباز می فرمایند عجب جریانات خوب ، مودب ،جوانمرد،بزرگوار، اهل عقل و منطقی هستند که نگو.
یکی از این اصول مورد احترام اصلاحات " احترام به رقیب بود"واقعا این اصل رو با تمام وجود رقبای این جریان درک کرده اند و به آن معترفند. یعنی در دوران 8 ساله اصلاحات آنقدر این بروبچه های دوم خرداد به رقیب احترام گذاشتند که همه رو تو رودربایستی گذاشتند و رفتند یادشون پررهرو و گرامی باد!
یک نمونه اش رو دکتر زاکانی گفتند مربوط به عدم تائید اعتبار نامه دکتر حداد عادل که دکتر حداد واقعا شرمنده اینهمه بزرگواری و کرامت و عزت نفس دوم خردادی هاشد و ازخجالت موهاش سپید گشت.
مورد بعدی بالا و پائین شدن آراء رقیب دیروز و رفیق امروزشان جناب هاشمی رفسنجانیدر انتخابات مجلس ششم بود که اینقدر به این رقیب احترام گذاشتند و هی بین ردیف 29 و 30 بالاو پائینش کردند که بنده خدا رفت استعفا داد.
قضیه ترور حجاریان،پروژه نوارسازان،فتنه 78،لوایح دوقلو،انتخابات مجلس هفتم و خیلی موارد دیگر از کارنامه حیرت انگیز اصلاح طلبان در احترام به رقیب و آشنایی با قواعد مردم سالاری و احترام به رای مردم دارد.درحالی که اصولگرایان از همان بدو تولد مدام به این رقیب بی حرمتی کردند و شانش را زیرپا گذاشتند. به طور مثال مجلس پنجم با نهایت بیرحمی و دور از ادب به همه وزرای پیشنهادی رئیس جمهور اصلاحات رای اعتماد داد. کیهان در اقدامی خلاف ادب هنگام پیروزی ایشان تیتر درشت زد"صد شکر که این آمد و صد حیف که ان رفت و پیروزی سید محمد خاتمی را تبریک گفت. در حالی که اصلاح طلبان با رعایت کامل حقوق رقیب سوم تیر 84در وسط صفحه با کادری بسیار کوچک نوشتند "احمدی نژاد رئیس جمهور شد"
برادران اصولگرا کمی در پای درس اساتید اصلاح طلب مشق ادب کنند ادب سیاسی ادب جمعی تا کی این همه بی ادبی به کجاچنین شتابان مگر نمیدانید که ادب مرد به از دولت اوست؟!
اصولگرایان در نهایت بی احترامی به رقیب هرجا که مردم به رقیبشان اقبال کرده اند با روی خوش پذیرفته و ضمن تبریک گفتن به پیروز عرصه را برای واگذاری میدان به رقیب آماده کرده اند . درحالی که جریان مظلوم اصلاحات هرجا که مردم به آنها گفتند نه! ضمن رعایت ادب و احترام به رقیب مردم را قابلمه به دستان ، گرسنگان ، ارتش سیب زمینی، ساندیس خوران و دارای شعور پائین خوانده است!
اگر مرد رندی در دفتر حضرت امام(ره) تعداد جر زدن های حضرات(بخوانید احترام به رقیب) را در میدان های رقابت با رقیب، در گوشه ای از دیوار خط کشیده بود به گمانم آن دیوار به صفحه بزرگ شطرنج تبدیل شده بود برای موزه عبرت !
همه این ها به کنار، نکته جالبی که دکتر خباز به آن اشاره کردند و اتفاقا نکته بسیار مهمی برای تحلیل گران کنش ها و واکنش های اصلاح طلبان است این جمله قصار است که "ملاک چه کسی بودن افراد "است. هنگامی که در آیتم میان برنامه واژه انتخابات آزاد مطرح شد و فرمایشات حضرت امام خامنه ای (مدظله) پخش شد و اعتراض دکتر زاکانی به عملکرد برخی آقایان در تکرار این واژه را در پی داشت دکتر خباز فرمودند ما باید ببینیم این جمله را چه کسی به کار می برد اگر فردی است که از بزرگان انقلاب است خب از سر دلسوزی است!
به قول نزار قطری مداح عراقی عجبا واعجبا !
عجبا واعجبا از این نوع نگاه ،خدا عاقبتمان را ختم به خیر کند با این نوع نگاه به هیچ عنوان نمیتوان بصیر بود.در مثال جای مناقشه نیست پس می توان گفت کسانی که در جنگ جمل شرکت نکردند قطعا از طرفداران این جمله قصار بودند چون یک طرف امیرالمومنین(ع) را می دیدند و طرف دیگر ام المومنین را، تکلیف چه بود؟
برادر من، نماینده من، دکتر من، عزیز من ملاک شناخت خود حق است ببین حق در کدام سوست و باطل کدام سو از قدیم و ندیم گفتن حرف حق رو از بچه بشنو یعنی از اون قدیما میدونستن حرف باید حق باشه تا پذیرفته بشه نه این که فقط گوینده اش آدم گنده ای باشه تازه اون آدم گنده بیاد و دقیقا جمله رمز دشمن رو هی تکرار کنه از سر دلسوزی! اما این نکته جالب بود که البته پاشنه آشیل اصلاحات هم هست این که ملاک چه کسی بودن افراد است! اصلاحات حاضر به مقابله جدی و محکم با به خطا رفتگان حوزه خویش نیست و این رودوبایستی های جناحی اصلاحات را میرانده است حال چه جناب خباز از این که بگویند اصلاحات مرده است ناراحت شود و چه عین خیالش نباشد!