منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

هم خط مشخص است و هم نشان!

اصولا خط و نشان کشیدن با تهدید کردن تفاوت فاحشی دارد و با دخالت کردن درامور که دیگر به هیچ وجه جور در نمی آید به نظر می آید این کلمه از سری کلمات هنری است به معنای ترسیم خط و نشان همانطور که از معنی آن مشخص است. احتمالا سالها پیش لات و لوت های گلو بندک این کلمه را دزدیده و در محاورات خود به کار برده اند.

اما به قول دکتر نیما افشار اساسا! این کلمه همچین کلمه بدی نیست. اگر بخواهیم منصفانه این کلمه را به چالش ادبی کشیده و معنی و تفسیر کنیم میتوان گفت که خط و نشان کشیدن به معنی تعیین حد و حدود، مشخص کردن مرز و مسیر ، محدوده اختیارات و یا حقوق است. به طور مثال وقتی موجر برای مستاجر خط و نشان میکشد یعنی یک سری از وظایف مستاجرو حقوق خود را یادآوری میکند. و هنگامی که پلیس برای اراذل و اوباش و متجاوزین خط و نشان میکشد یعنی حقوق جامعه را به هنجار شکنان یادآوری کرده تذکر و اخطار شدید میدهد که مبادا از این خط و نشان تجاوز شود.

اما اگر دزدی و یا تبهکاری و یا کلاهبرداری فردی عادی را تهدید کند این دیگر خط و نشان کشیدن نیست بلکه همان تهدید،زور گیری و یا باج خواهی است.

تا اینجای بحث فهمیدیم احتمالا کسی که خط و نشان میکشد حق و حقوقی را یادآوری میکند و کسی که موردخط و نشان کشیدن قرار می گیرد قطعا حق و حقوقی را زیر پا گذاشته است.

و باز هم اساسا!  این کلمه را میبایست با توجه به مرجع خط و نشان کشاننده توجیه و تفسیر کرد. اگر مرجع مورد نظر در محدوده اختیارات و وظایف ذاتی نشان هایی را مشخص کرده و خطوط رسیدن به این نشان ها را ترسیم  کرده و کسانی که از این خطوط تخطی نموده و گمراه شده اند را معرفی نماید این معنی درست و صحیح خط و نشان کشیدن است و دیگر هیاهوی دزدان و غارتگران و براندازان و چه و چه معنایی ندارد.

اما اگر کسی که هیچ مرجعی نیست و جامعه و ملت به هیچ عنوان وام دار او و دارو دسته اش نیستند و اصلا هیچی نیست بیاید و برای شرکت در انتخابات خط و نشان بکشد این دیگر میشود باج خواهی و از این قبیل حرف ها...

سروصداهای اخیر باج خواهان و باج گیران  در پی صحبت هایی سردار فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مجیز گویی های برادر رئیس جمهور سابق و متهم کردن ارزشی ترین نهاد انقلاب اسلامی به خط و نشان کشیدن برای اصلاح طلبان علت نگارش این یادداشت شد.

باید به نائب رئیس مجلس پر افتخار ششم!  و دبیر کل سابق حزب منحله و برانداز مشارکت متذکر شد که:

آقا رضا... عنایت داشته باشند  وقتی گروهی یا حزبی نشان را گم میکند و بی سروپاها را نشان خود میکند و خط را عوضی میرود تا جایی که نه آبرویی برای خود میگذارد و نه برای مریدانش، باید برایش خط و نشان کشید تا دوباره یادش بیاید چه بوده و چه شده .

آقا رضا... توجه داشته باشند که "اگر سپاه نبود کشور نبود" معنای این جمله حضرت امام را در بحران هایی که مجلس ششم و دولت اصلاحات بر گرده نظام تحمیل کرد کاملا درک کردیم فتنه 78 و 88 اوج تعبیر این جمله امام است و آقایان خوب میدانند.حضوربا بصیرت سپاه در تمامی میادین نبرد   آنچنان عرصه را بر برخی جنابان تنگ کرده که شب در آروزی ضربه به این نهاد بزرگ میخوابند خوابی که تعبیر نخواهد شد.

آقا رضا....  به یاد بیاورند که زمان کری خواندن دوم خرداد دوستان و همفکرانشان و خود جنابشان چه خط و نشان هایی که برای نظام اسلامی از تریبون شرم آور ترین مجلس انقلاب اسلامی کشیده نشد. و آقایان ککشان هم نگزید! و آنچنان با تازیانه های جنگ روانی ،فرزندان سبزپوش ملت را آماج حملات خود قرار داده بودند که تاریخ انقلاب شرم دارد از ننوشت خیانت هایی عالی جنابان

آقا رضا.... بدانند که سپاه با تمام قدرت در برابر انحراف ها می ایستد نشان را مشخص میکند و خط را و اگر کسی راه را گم کرده بود ،برایش ترسیم میکند که خط این است و نشان این .

همه بدانند که در انقلاب اسلامی ما نشان مشخص است و خط هم معلوم و اگر کسی و حزبی و گروهی و دفتری و بیتی و هرچه و هرچه از خط و نشان دور شود خود را به نابودی سپرده و اما اگرهمین ها که نام بردم در برابر خط بایستند و یا برای جامعه خط و نشان دیگری ترسیم کنند ملت و فرزندان ملت هم خطشان را پاک میکند و هم نشانشان را.

آقای ده نمکی توهم فقط برای آن وری ها نیست!

دوئل" اخراجی ها" و "جدایی نادر از سیمین" با همه کش و قوس ها تمام شد. دوئلی که از همان ایتدا برنده اش مشخص بود اما  طرفداران فرضیه "ما بیشماریم" دوباره با تکرار فرضیه  شکست خورده خود تصمیم به زورآزمایی کردند و همه نوع دست و پایی زدند تا فیلم "فرهادی" ، "ده نمکی" را اخراج کند. اما فروش تقریبا دوبرابری" اخراجی ها" آب سردی بود دوباره بر فرضیه " به جان مادرمان ما بی شماریم"

این که چرا و به چه دلایلی این دوفیلم نماد دوجریان شدند و دردوئلی ناخواسته قرار گرفتند موضوع بحث ما نیست. این که کدام فیلم خوش ساخت تر بود و کدام فیلم نبود هم موضوع بحث ما نیست. این که "ده نمکی" کارگردان  هست یا نه نیز موضوع بحث ما نیست. موضوع بحث ما توهم است.اما نه  توهم "فرهادی" که در دفاع از سبزها و حرف های  ناشی از جوگیر شدنش به علت ابراز علاقه سبزها به فیلمش به اوج رسید . موضوع  توهمی است که جناب" ده نمکی" را فرا گرفته است!

البته باید اعتراف کرد که وقتی ابرو باد و مه و خورشیدو فلک در کار باشندتا" اخراجی ها "نفروشد و باز هم خوب بفروشد خب ممکن است جناب" ده نمکی" که پس از جفاهای فراوان درحق فیلمش همچین برد با شکوهی داشته کمی به سمت خود شیفتگی برود. اما باید خودش را کنترل کند.

مخصوصا کسانی که داعیه انقلابی گری و دیانت دارند به هیچ وجه نباید در دام توهم و خود برتر بینی و تکبر بیفتند. حتی اگر بخواهند لج دشمنان رادر بیاورند!

امیدوارم جناب "ده نمکی" این یادداشت ما را بی پاسخ بگذارند و ما را همردیف جریانات ضد اخراجی ها قرار نداده و در مصاحبه ها ما را نچزانند.

برادر گرامی!

شما در دانشگاه امام صادق (ع) سخنی فرموده اید که آرام و قرار را از من گرفت و تا این مجیز را ننوشتم آرام نگرفتم

فرموده اید:

"صحبت امروز خانه های ایرانی کتاب قرآن ،حافظ و اخراجی هاست!"(منبع روزنامه وطن امروز شماره 678-ص7)

این جمله متوهمانه چگونه از شما صادر شده است؟ به همین ماه عزیز در خانه ما که ایرانی هستیم دوماهی است که هیچ نقلی از اخراجی ها نشده است چه برسد که بخواهیم  هم ردیف با کلام الله مجید در باره اخراجی ها بحث کنیم!

برادر گرامی!

در خانه های ایرانی قرآن مجید، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه،مفاتیح الجنان، دیوان حافظ و سعدی و صائب و شاهنامه فردوسی است که یکه تاز است نه فیلم اخراجی ها!

شاید منظور شما از این جمله این است که فیلم اخراجی ها جزء تحلیل های روزانه مردمی شده است. خب این جمله درست تر است و میتوان گفت در خانه های ایرانی صحبت از یارانه ها ،اخراجی ها و ادغام هاست!

برادر گرامی !

فیلمهای شما به دلیل نگاه مردمی و صحبت از دغدغه های ملت مورد توجه مردم شریف ایران قرار گرفته است اما نباید شما سرور گرامی را به سمت توهم برده و خدای ناکرده احساساتی دون شان شما وجودتان را در بر بگیرد.

وقتی توهم مومنی را در بربگیرد دیگر باید فاتحه ایمانش را خواند. پس همه باید مراقب باشیم و هرچه کرده ایم و می کنیم را از خدا و عنایات او بدانیم.

برادر گرامی!

اخراجی ها تمام شد و حرفش را زد و مخاطبانش هم حرف را شنیدند. و اثبات کرد که سینما با ابتذال نمیتواند مخاطب را به خود بکشاند بلکه مردم شیفته فیلم هایی هستند که از زبان خودشان حرف بزند.  امامبادا این اقبال مردمی شما را شیفته خود کند!

می دانم که نقد برادرتان را به گوش جان می شنوید و نیت ما را جز خیر و صلاح خود  نمی پندارید. به امید موفقیت های بیشتر شما