"مهدی هاشمی هیچ جرم اثبات شده ای ندارد."
تعجب نکنید این تیتر سخنان دادستان تهران نیست. از گفته های دادستان کشور هم نیست. از فرمایشات آیت الله لاریجانی آملی هم نیست. آقای مصلحی وزیر اطلاعات هم همچین جمله ای نفرموده اند.
همه رو شمردیم؟
آها سردار احمدی مقدم هم نفرموده اند. شاید سردادر مومنی رئیس پلیس راهنمایی رانندگی فرموده اند و منظورشان جرائم رانندگی آقازاده در سال 88 به قبل بوده است؟
اما نه رفقا میگویند ایشان هم نفرموده اند!
پس این جمله حقوقی را چه کسی فرموده است؟
وکیل مهدی هاشمی آخرین گزینه است. او نیز تکذیب میکند.
شاهد از شرق خبر می آورد که عموی آقازاده فرموده اند. عمو؟ آخراین این جمله حقوقی، دادسرایی، داستانی، قضایی چه ربطی به عمو دارد. معمولا عموها قربون صدقه برادر زاده ها میروند و یاخطاهاشان را لاپوشی می کنند جهت حفظ آبروی برادر تا اینجایش قبول. اما اظهار نظر قضایی نمیکنند.
مثلا اگر عمو میگفت: "مهدی بچه خوبی است. "یا "مهدی کاری نکرده است" یا "مهدی را من بزرگ کردم "و یا "مهدی اون روزها خونه ما بود". و از این حرفها ایرادی نداشت.
اما این جمله بارحقوقی، دادسرایی ،قضایی، دادستانی زیادی دارد. و از این جمله نتایج زیادی میتوان گرفت.
1. مهدی متهم است. متهم یعنی کسی که باید جرمش اثبات شود. پس وی متهم است!
2. مهدی جرم اثبات شده ندارد . اما جرمهایی دارد که باید اثبات شوند.
3. دادگاهی ولو خانگی برای مهدی تشکیل شده است.
4. در این دادگاه مهدی به عنوان متهم حاضر شده و قاضی یا عمو بوده و یا پدر و یا هرعضوی از فامیل فرقی ندارد.
5. شواهدی هم در دادگاه حضور داشته و به نفع وی شهادت داده اند که یا مادر بوده و یا خواهران و یا برادران و یا دیگران
6. در این دادگاه جرائم مهدی بررسی شده و هیئت فامیلیه وارد شور شده اند .
7 . در آخر قاضی حکم به عدم اثبات جرم های وی داده است.
همه موارد بالا که انجام شده باشد و در هرجا که این دادگاه برگزار شده باشد تهران ، دبی یا خود لندن اقدام بسیار میمون و مبارکی است. بالاخره دادگاهی برای ایشان تشکیل شده است که سخنگوی خانواده نتیجه آن دادگاه را ذکر میکند.
دادگاه برگزار شده مدارک و مستندات کافی جهت اثبات جرائم وی نداشته است و با شکایت و درخواست تجدید نظر شاکیان میلیونی مبنی بر عدم صلاحیت دادگاه ذکر شده در بررسی این پرونده، پرونده میبایست به یکی از شعب دادگاه انقلاب ارجاع شود.
لذا خواهشمندیم مستشاران دادگاه ذکر شده اگر مدرکی در اختیار دارند به وزارت اطلاعات و یا دادستانی کشور ارسال کنند تا در بررسی دقیق پرونده اعمال شود.
در آخر از همه عوامل برگزاری این دادگاه خانگی که قدم اول را جهت رفع نگرانی های شاکیان میلیونی از عدم محاکمه مهدی هاشمی برداشتند کمال تشکر را داریم.
آیت الله هاشمی در یادداشتی جدید در سایت شخصی خود که به مناسبت سالروز قیام 19 دی منتشرشده است آورده اند که :
"اینک ۳۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و بقایای فکری دینزدایی و روحانیتستیزی که در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاک انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقیهای سیاسی و اختلافات سلیقهای، پوستاندازی کرده و سر برآوردهاند و خاکریز به خاکریز جلو میآیند و شاهدیم که پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در ۳۰ سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیدهاند"
جناب آقای هاشمی!"اینک 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد"
و هنوز که هنوز است بشاگرد، بشاگرد است. آب قم شور است ، خرمشهر خرمشهر نیست و کپرهایی که مدرسه هستند و پدرهایی که شرمنده.
سوز سرما در روستاهای مرزی غربی کولاک میکند و مردمی که چشم امید به خادمان جدید خویش دوخته اند و در خانه های گلی زیر عکس سران روحانی حقیقی این نظام (امام و رهبری) نشسته و خم به ابرو نمی آورند. اینان پنج سالی است که حس میکنند دیده میشوند.
جناب آقای هاشمی!"بقایای فکری دین زدایی و روحانیت ستیزی"
را ملت در 9 دی ماه زیر پای خویش با فریادهای بلند زنده باد اصل ولایت فقیه ، له کرد. ندای جمهوری ایرانی را در گلو خفه کرد ودیکتاتوری اقلیت را شکست. آن روزها که ملت به امید واکنش برخی سران روحانی، هجمه های بی شرمانه ی عده ای معلوم الحال را به همه ی ارکان دین و مذهب وحوزه فخیمه ی علمیه تحمل میکرد، کجا بودند عمارهای قلم به دست ونامه نویس؟
جناب آقای هاشمی!
حکایت "بهار هوشیاری و پاییز بد اخلاقی"!
آری سالهای 57و 56 بهار هوشیاری ملت بود نسبت به غارت فرهنگ و دین و ملیت توسط شاه و اعوان وانصارش. بهار هوشیاری دربرابر گروه های چپ کمونیستی وملی گرای به ظاهر مذهبی. بهار هوشیاری در برابر مساجد ضراری که هرازگاهی نوای نفاق سر می دادند. اما انصاف بدهید اگر آن زمان بهار هوشیاری ملت بود اینک بهار بصیرت ملت است. شاید بتوان اوضاع چند شخصیت، حزب و گروه ورشکسته ی سیاسی را پاییزی دانست اما مردم بهاری اند. در 22 بهمن 88 بوی خوش بهار ایران جهان را برداشت. اگر مردان نسل اول انقلاب بهشان برنخورد، من به نمایندگی از نسل سوم اعلام میدارم حتی ما کمی هم بهاری تریم.
جناب آقای هاشمی!
حکایت "پوست اندازی وفتح خاکریز به خاکریز"!
همه میدانیم خطر نفاق ازکفر بدتر است پس اگر کسی یا کسانی در پوستین دین جایگاهی یافته اند، پوست اندازی کرده و به ارزش های دینی دست یازند ملت حسابشان را صفر میکند چه برسد به اینکه بخواهند از خاکریزی سر بالا آورده به خاکریز بعدی نگاه کنند. شاید منظور جنابعالی این باشد که عده ای درپوسته ی دین مداری ریاکارانه در حال خیانت هستند. این را ماهم قبول داریم اما مطمئن باشید به محض پوست اندازی، مردم وظیفه ی خودشان را می دانند؛ همانطور که سال گذشته عده ای پوست انداخته و پوستشان کنده شد.
حکایت "توهین و تهمت به سران روحانی"!
توهین و تهمت و افترا به هرکسی محکوم و مطرود ملت ایران است علی الخصوص که آن فرد یکی از کارگزاران نظام اسلامی باشد حال چه روحانی وچه غیر روحانی. چه ملبس چه مکلا. اما در حکومت اسلامی مصونیت انتقادی نداریم ! انتقاد روح سازنده ی یک جامعه است و اگر کسی انتقادهای دلسوزانه را نپذیرفت و در حق بیت المال مسلمین و حقوق عامه جفایی کرد، آیا سزاوار یک نظام شیعی است که برایش مصونیت قائل باشد؟ آیا انتقاد از عملکرد 8 ساله ی یک رئیس جمهور روحانی توهین است و کوتوله خواندن یک رئیس جمهور غیر روحانی توهین نیست؟ به هرحال توهین به هیچ کس جایز نیست.
حکایت "توهین به علما و فضلا و مراجع قم"!
این ملت عظیم و مسلمان سالهاست پای منابرمراجع و علما نشسته و می نشینند و درس مذهب می گیرند. مردم به هیچ احدی اجازه توهین به مقام شامخ مرجعیت تشیع را نمیدهند. به خاطر دارید در هجمه ی مطبوعات هوچی گر و زنجیره ای دوران دوم خرداد به شخصیت حضرت آیت الله مصباح، طلاب قم واکنش نشان دادند و ملت مسلمان ایران هاشم آغاجری توهین کننده به ائمه و مرجعیت را مهدور الدم می خواندند. اکنون هر کسی که علم ضد مرجعیت تشیع بلند کند، علمش با خودش واژگون می گردد؛ چه کسانی که توهین کنند و چه کسانی که با عملکرد و فتاوای شاذ موجب وهن مرجعیت فاخر تشیع شوند چه در قامت داریوش همایون با نام رشیدی مطلق ظاهر شوند و چه با رخنه در بیوت علما و مراجع خرقه ی دوستی و ارشاد بپوشند.
حکایت این نامه تان را خود میدانید و حس وظیفه شناسی تان و حکایت این یادداشت انتقادی بنده هم در صحنه بودن و هشیاربودن یک جوان است نسبت به پیرامونش(توصیه حضرتعالی به جوانان دریکی از دیدارهای سال گذشته).
-------------------------------------------------------------------------------------- انتشار این متن در روزنامه وطن امروز
http://www.vatanemrooz.ir/1389/10/29/VatanEmrooz/590/Page/6/