منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

چراحوزه علمیه قم مادر نظام اسلامی؟

                     

سال 1300 هجری شمسی ایران  ما شرایط سیاسی و فرهنگی جدیدی را شاهد بود. زمزمه های تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی و آگاهی علمای دارای تدبیر سیاسی با نیت های شوم و پلید رضاخان و دین ستیزی وی ،نیاز شدیدی به یک پایگاه بزرگ و محکم داخل ایران جهت حمایت از ارکان دین و شارع مقدس را یادآور می شد. با تلاش های خستگی ناپذیر علمای قم مانند شیخ‌محمدتقی بافقی، حضرت آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی جهت تاسیس حوزه ای مستقل و قوی به قم دعوت شدند.

ایشان از علمای بنام و زبده بود که مدیریت حوزه ارک را برعهده داشت. سابقه علمی و مدیریتی ایشان،سبب شد تا از عهده کار تاسیس، راه اندازی و مدیریت حوزه علمیه قم به خوبی برآیند.

تشکیل حوزه علمیه قم و حسن شهرت حضرت آیت الله حائری و از همه مهمتر مجاورت با حرم شریف کریمه اهل بیت ،خیل مشتاقان و طلاب و فضلای دینی را به سوی قم کشاند.

با استقرار   حضرت آیت الله حائری در قم بسیاری از شاگردان او که در اراک به سر می‌بردند، از جمله اشخاص برجسته‌ای چون سیدمحمدتقی خوانساری، سیداحمد خوانساری، حضرت امام خمینی، سیدمحمدرضا گلپایگانی و شیخ محمدعلی اراکی به قم آمدند. حضرت آیت الله حائری در مدت اقامت حدود پانزده ساله خود در قم که در اوج باروری علمی نیز بود، با مدیریت قوی خود حوزه علمی نیرومندی را به‌وجود آورد...

حوزه  در این دوران علی رغم باروری دینی ،تحت مدیریت قوی ایشان در امور سیاسی و مواجهه با سلطنت  رضا شاه نیز پویا و مستقل بود و طلاب جوان را با امور سیاسی آشنا می کرد.

مقابله با فشار های رضاخان بر طلاب، مقابله با طرح متحد الشکل شدن البسه ، مقابله با  دخالت وزارت فرهنگ در امور حوزه و ایستادگی جانانه در برابر طرح کشف حجاب از جمله مواردی است که پویایی و اثرگذاری حوزه تازه تاسیس قم را در مسائل سیاسی به خوبی نشان می دهد.

حوزه پناهگاه محکم و عظیمی برای مردم مستضعف شده بود و پشتیبانی این پایگاه بزرگ دینی از مردم و اعتراضاتشان به رژیم حاکم روحیه انقلابی را تقویت می کرد.

بنای حوزه علمیه قم در واقع زیربنای بسیار موثر و لازمی برای پیروزی انقلاب اسلامی در پنجاه سال بعد بود.

گویا که ذهن مبارک حضرت آیت الله حائری به خوبی نیاز واضح و مبرهن مردم مسلمان ایران را در پنجاه سال بعد به یک پایگاه قوی ایدئولوژیکی و دینی-مردمی احساس کرد  تا با تاسیس این پایگاه بزرگ، زمینه را برای تربیت رهبرانی با تقوی و بزرگ و مدبر فراهم کند. تربیت این علمای بزگ و متقی و مجتهد بهترین مقدمه سازی جهت تاسیس نظام اسلامی بود.

 اوج اهمیت کار بزرگ حضرت آیت الله حائری تا حدی است که حضرت امام (ره)می فرمایند:

«اگر مرحوم حاج شیخ در حال حاضر بودند، کاری را انجام می‌دادند که من انجام دادم و تأسیس حوزه علمیه در آن روز، از جهت سیاسی ، کم‌تر از تأسیس جمهوری اسلامی در ایران امروز نبود»

بنابراین تاسیس نظام جمهوری اسلامی ،زاده تاسیس حوزه فخیمه و جلیله علمیه قم در سال 1300 شمسی است بنابراین تعبیر مادر و فرزندی برای حوزه و نظام توسط سیدنا القائد امام خامنه ای تعبیری روشن ، دقیق و عالمانه است.


واکسیناسیون بزرگ

 

          

تعبیر رهبری عزیز و بزرگوار "حضرت امام خامنه ای" در جمع پرشور مردم قم مبنی بر واکسینه شدن کشور بعد از فتنه سال 88 را دیدیم و شنیدیم. به راستی که تنها جنبه مثبت فتنه ها، واکسینه کردن مردم در برابر هجوم های مشابه و توطئه های دیگر با صبغه ای همرنگ با فتنه نابود شده است.

سالهای ابتدای انقلاب بزرگ اسلامی همراه بود با تصفیه گروههایی که با انگیزه هایی مادی با خیل عظیم مردم مسلمان و انقلابی ایران همراه شده بودند و هر کدام از این گروهها پس از اگاهی از عدم باج دهی رهبری کبیر انقلاب و عدم دستیابی به اهداف شوم خویش در راستای هدف گذاری های دقیق و موشکافانه امام امت ،راه خود را از مردم جدا کردند و گاهی انچنان ذات شوم خویش را لو دادند که بر مردم سرزمین آفتاب سلاح کشیدند .

سازمان مجاهدین خلق،چریک های فدایی ،ملی مذهبی ها و نهضت آزادی از این باب هستند.

فتنه های سالهای اوایل انقلاب،مردمی را که با شور و احساسات عمیق مذهبی انقلاب نوپای خوشی را به پیروزی رسانده بودند به آرامی دارای بینش و پختگی سیاسی میکرد و ایشان را در پیچ و خم ها و فراز و نشیب های رنگارنگ سیاست آشنا میکرد.

در این طیف رنگارنگ فتن سالهای صدر انقلاب، انواع و گونه های متفاوت و گاه متضادی از فتنه ها را میتوان یافت که هرکدام زاویه ای از شیوه های شیاطین جهت فریب مردم و نابودی انقلابشان را به ملت شریف کشورمان آموخت. و به تعبیر سیدنا القائد، مردم را واکسینه کرد.

فتنه شریعتمداری و حزب خلق مسلمان( واکسینه دینی) ،فتنه کردستان(واکسینه قومیتی)،فتنه بنی صدر(واکسینه ملی و سیاسی) فتنه مهدی هاشمی(واکسینه تندروی متعصبانه و جهالت خوارج مسلکی) فتنه منتظری (واکسینه در برابر استحاله و کانالیزه شدن شخصیت دوم کشور توسط منافقین) ازنمونه هایی هستند که هرکدام درس های عبرت اموزی برای انقلابیون داشتند که همیشه و همه زمان میباسیت ریسمان محکم ولایت فقیه را چسبید و گرنه اگر ذره ای تردید به دل راه یابد فتنه ها آنچنان آدمی را درهم میپیچد که حسین (ع) را  با نیت قربه الی الله به شهادت میرساند!

هرکدام از فتنه های ذکر شده مانند یک واکسیناسیون مردم را در برابر تکرار دوباره این فتنه بیمه کرد و تا مدتها مردم از توطئه هایی که رنگ فتنه نابود شده را داشت بیمه شدند.

در باب فتنه سال گذشته صحبت ها و تحلیل های زیادی  نوشته شده است. اما به راستی پس از دوم خرداد 76 رنگ هایی وارد طیف خالص ارزشهایی انقلابی و اسلامی شد که تا مدتها هویت این رنگ ها ، ماهیت آنها، جایگاه و هدف آنها مشخص نبود و تئوریزیسین های دوم خرداد نیز صلاح را برعدم شفافیت در مواضع خویش می دیدند تا مردم مسلمان و ولایی ایران اسلامی را تا آنجا که میشود استحاله کنند.

قدرت دوم خرداد در جنگ روانی و ژورنالیسم و موج سواری رسانه ای میرفت تا کشور را دچار بزرگ ترین ضربه ها کند.پس از سوم تیر ۸۴ و شکست بزرگ قدرت طلبان ، سکولاریست های مسلمان! و تکنوکرات های بی ایمان ، امواج فتن گوناگون در آرامش قبل از طوفان فرورفتند تا در موقع مناسب دوباره فعال شوند.

فتنه ۸۸ اگر چه خون دل خوردن های بسیاری برای دوستداران انقلاب داشت اما بهترین واکسیناسون سراسری سیاسی،اجتماعی،دینی،فرهنگی بود.اگر نبود این واکسیناسیون، شاید پیکره انقلاب سی ساله مان در برابر منافقین نو ظهور بی شرم داخلی بیمه نمی شد و در موقعی مقتضی دوباره با در دست گرفتن قدرت،و این بار با درس گرفتن از این که فرصتشان بسیار اندک است ضربه ای کاری به ریشه ارزشهای انقلابی اسلامی میزدند.