منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

ماموریت جدید اکبر گاف!

اکبر گنجی ،نویسنده جنجالی روز های غبار آلود اصلاحات ،را همه می شناسیم . او که با حضور درخشانش در سمفونی کنفرانس برلین، آبروی اصلاحات را به تاراج گذاشت و تک نوازی های او پس از ترور حجاریان اورا به مهره ای بسیار قابل ستایش برای دشمنان تبدیل ساخت.

اکبر گاف یکی از اعضای اتاق فکر یا بهتر است بگوییم" بیت الحمقاء" فتنه سبز بود که طرح ها و برنامه هایی بی نظیر مانند" الاغ تراوا،رای مارو پس بدین،رای مارو دزدیدین،چرا دارین پز میدین،وای ندا کشته شد! و .... از تراوشات ذهن  این نابغه و دوستان نابغه ترش است!

اکنون پس از یک سال و اندی از خاموش شدن آتش شیطان سبز ،جناب گاف به طور ناگهانی نوع جدیدی از نوشته ها را در دستور قلم مزدور صفتش قرار داده است.

چندی پیش در مقاله ای اصل تقلب در انتخابات را منکر شد و اعتراف کرد که این ادعا دروغی بیش نبوده است. 

"به نظر من حتی یک دلیل هم برای پیروزی موسوی وجود نداشته و ندارد. اگر موسوی 20 میلیون و کروبی 7 میلیون رای آورده اند این 27 میلیون نفر کجا هستند؟" 

به تازگی نیز ضمن محکوم کردن روند دروغ گویی و اتهام های ناروا و جعل نامه ریاست قوه قضاییه توسط فتنه گران بر این گونه رفتارهای غیر اخلاقی تاخته است. 

"چگونه می توان مقاله در مذمت دروغ گویی نوشت و همزمان ده ها دروغ گفت؟ اگر سبز حقیقتی را نمایندگی می کند، از آن حقیقت با دلیل و برهان می توان دفاع کرد، نه دشنام، تحریف، دروغ، تحقیر، تمسخر." 

این تغییر رویه جناب گاف را باید بدرستی تحلیل و بررسی کرد.

فرضیه اول:

مراوده و هم نوایی اکبر گاف با گوگوش او را دچار لطافت مزاج کرده و این خواننده طاغوتی  از وی خواسته که" اکبر بیخیال سیاست شو بچسب به زندگی..."

فرضیه دوم:

مهاجرانی با ژست های کارشناس مابانه تمامی جلسات پیشنهادی صدای امریکا و بی بی سی را قبضه کرده و کسی او را دعوت نمیکند. لذا کمی فتیله را پایین کشیده و سعی میکند چرت و پرت نگوید

فرضیه سوم:

مهاجرانی و سروش و کدیور با هم میرن تو اتاق فکر اینو نمیبرن اینم میخواد بگه منم قدرت تحلیل و فکر دارم .

فرضیه چهارم:

سازمان سیا طی نامه ای فوق العاده محرمانه به سرباز "گاف" به او دستور داده است تا ضمن حمله به ادعاهای دروغین و مسخره فتنه گران سبز ،سطح خواستگاه فتنه را آزادی برهنگی و حقوق بشر های همجنس باز! قرار دهد زیرا دیگر تب انتخابات در میان مردم فروکش کرده است و دروغ بزرگ تقلب مایه مسخره شدن اصلاح طلبان شده است.

فرضیه چهارو نیم:

سرباز گاف خود نامه ای به اربابانش نوشته و با کسب اجازه از ایشان تاکتیک را عوض نموده و سعی دارد با زدن گل به خودی کمی اوضاع را تغییر دهد تا شاید فرجی بشود!

به هرحال عجب اتاق فکریه این "بیت الحمقاء"

جمعه شب ها روضه داریم..

                   

 

                         جمعه شب ها روضه داریم... 

                   مکان حسینیه سیما – مداح میرباقری..  

جمعه شب ها حسینه دل عجب غوغایی بر پاست.تک سواری در میانه میدانی تنها استاده است.آهنگ آغازین تیتراژ دل را میتکاند و آماده میکند. دست های تک سوار به سوی آسمان بلند میشود و قطرات خون را به آسمان می پاشد قطراتی که مقاتل می گویند هیچ گاه به زمین برنگشت...  

جمعه شب ها روضه داریم....

 

عجب زیبا نام علی(ع) را بر زبان میراند این مختار...

هربار که نام علی(ع) را می برد بغضمان می گیرد.. در کابوس شبانه اش برای رهایی از دست دیوان و شیاطین آنچنان یا علی میگوید  که ناخوداگاه ما نیز همراهش می شویم و نام علی آغازی بر مرثیه میرباقری است..

سلیمان بن صرد خزاعی سخن می راند و شیوخ کوفه به تایید سر می جنبانند . نامه ای آماده شده است. و مهرها یک به یک و پشت سر هم بر پای نامه می خورند... . و اینجاست که صدای گریه میلونها شیعه به آسمان بلند می شود. با هر مهری که به پای نامه میخورد چه ضجه ها که بلند نشد.

عجب قدرتی دارد این سیما...

بارها برایمان نقل کرده بودند که کوفیان نامه ها برای پاره تن فاطمه(س) مهر کردند اما هیچ مداحی نتوانست در این باب اشک بگیرد از مستمع، جز میرباقری!

خودم را نمی گویم از خیلی ها شنیدم که آنها نیز در این سکانس ضجه ها زدند و شانه هایشان به لرزه افتاده است.  

جمعه شب ها روضه داریم.... 

مسلم به کوفه می آید ،اشک میریزیم و میگوییم نیا... مردم کوفه لبیک یا حسین(ع) را فریاد میکشند و اما ما بغض می کنیم. می گویند مسلم! به حسین(ع) بنویس که زود بیاید و ما خواهش میکنیم که نه مسلم  بگو تا نیاید...

عجب مرثیه ایست...

یوم حسین(ع) را نمی شود به قاب تصویر برد، لا یوم کیومک یا ابا عبدالله ... برای همین است که میرباقری مختار را برگزیده است تا درلفافه، مصیبت عظیم کربلا را یادآور شود. و همین یادآوری نامحسوس قلب ها را ازجا میکند...  

کودکانتان را بیدار نگه دارید، درکنارشان بنشینید تا مختارنامه راببینند.. بگذارید گریه شما را ببینند و بپرسند که چرا گریه میکنید و انگاه به آرامی برایشان توضیح دهید..

و باز گریه کنید..

تاثیر این روضه بی نظیر است.  

جمعه شب ها روضه داریم....

 

هر هفته به روز بزرگ نزدیک تر می شویم و دلهامان مضطرب تر . مختار و ما با هم عجین شده ایم دلهایمان پر می کشد برای یاری حسین(ع) ما و مختار با هم هم دردیم و عذرمان موجه است بر غیبتمان درروز حسین(ع).  

او در زندان عبیدلله بود و ما در زندان زمان... 

  اکنون  اشک هایمان سلاحمان است.و همین اشک هاست که در این زمانه از هرشمشیری برنده تر است. اشک بر حسین (ع)شیطان را فراری میدهد

 اشک بر حسین(ع) بنیان رژیم طاغوت را درهم شکست. اشک بر حسین(ع) به زودی دنیا را ازلوث مشرکین  پاک خواهد کرد. پس اشک می ریزبم و بغض میکنیم همراه با مختار  

 

جمعه شب ها روضه داریم....

دلها همراه با دل مختار نگران است نگران کاروان امام ... نگران بی وفایی کوفیان، تفاوت ما با مختار آگاهی ما از عاقبت این دعوت است. او دلشوره دارد و ما گریانیم او نگران است و گریانیم. او امیدوار است و ما گریانیم عجب روضه ای میخواند این مداح حاج میرباقری!