منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

منتظران

پویشی برای خواستن آمدنش

هوا پاک است ، ما آلوده ایم

 

                             

 

آلودگی هوای پایتخت بد جوری زده بالا و حسابی اوضاع کارو بار زندگی مردم مرکز نشین رو به هم ریخته

از تعطیلی کارو بار گرفته تا زوج و فرد سراسری و غیره و غیره

دلایل این آلودگی هم که ماشالله هزار ماشاالله توی هر تاکسی و جمع بیشتر از یه نفری توسط همه ما که کارشناسان زبده ای در همه امور کشور داری هستیم نقل میشه ...

راه حل  این معضل رو هم که همه تقریبا میدونیم نزول بارش الهی یعنی همون رحمت خدا یعنی خداوند به ما رحم کند و باران که نشانه رحمتش است را بر ما نازل کند.

میگوییم رحمت پس دلیل نیامدن رحمت را باید بررسی کرد. 

دلایل نیامدن باران را برادران و خواهران سازمان هواشناسی هر شب برایمان بررسی میکنند .

اما چون باران رحمت است پس شروط سازمان هواشناسی لازم است اما کافی نیست شرط کافی خواست خداوند است. خواست و اراده خداوند متعال مقدرات عالم را میچیند.

باران بر تهران نمی بارد!

چرا؟!

علت را بیایید در خودمان بجوییم.

تهران را این چند روز با دقت نگریستم به شرق و غربش سفر کردم و با دقتی موشکافانه نگریستم . با خودم گفتم خدا حق دارد . اینجا دیگر کجاست؟

اوضاع بسی شگرف به میل شیطان بود. معصومیت دختران به تاراج مدهای ماهواره ای رفته بود و غیرت مردان به یغمای روشنفکری احمقانه

این جا کجاست

نمی شد سر بلند کرد. چشم ها خیره میماند از اوج گناه و بی تفاوتی به گناه!

امر به معروف که دیگر سالهاست رنگ و بویی ندارد اما دیگر حتی کسی به گناه رو نیز ترش نمیکند .

گناه و گناه است که در این شهر می گردد و شهره بازار شده است.

با خودم گفتم اگر نبود نفس های حقی که در این شهر در پاسی از شب اشک هایشان بر سجاده ها می چکد شاید تهران در نیمه شبی چون "بم" می شد!

باور کنید خدا حق دارد!

بر این شهر نباید هم باران ببارد.

ماهها و روزهای دیگر هیچ ،مسلمانها مثلا اکنون ماه محرم است. حرمت پسر پیامبر را نگه دارید... 

شاید عده ای به بنده دشنامی دهند و بگویند آخر ای فلان! اگر عدم نزول باران به گناه است در کشور های اروپایی که بیشتر گناه میشود پس چرا هرروز باران و برف می بارد! 

خب  اینم حرفی است ! اما شایداین دغل ها  نمیدانند که گناه آن کسی که نمیداند گناه می کند با آن کس  که کاملا میداند کارش گناه کبیره است از زمین تا آسمان عذابش متفاوت است!

از سفر تهران گردی ام برگشتم و با این وضع که من دیدم و همه مان هرروز میبینیم مرگ تدریجی حقمان است.

مسلمانها مسلمانی زسر گیرید..

آلودگی های گناه را از در و دیوار شهر بزدایید، باران رحمت خدا نازل می شود.

 

                             

دو مهدی و دو استوانه!

                                          
 
دیروز سال 1365

سالها پیش در حالی که ملت جان برکف ایران اسلامی در راه دین و میهنش جانفشانی می کرد  وزارت اطلاعات باتوطئه ای پیچیده روبرو شد.

مهدی هاشمی، برادر داماد مرحوم منتظری به اتهام چندین فقره قتل دستگیر شده و در زندان به سر می برد.

گزارشات مشکوکی از بیت مرحوم منتظری می رسید و روند رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی برادر داماد ایشان را با دردسر های پی در پی مواجه می کرد. بازجو ها و بازپرس ها مدام تهدید به استعفا می کردند.

آقای ری شهری وزیر اطلاعات وقت با تماس های حضوری با حضرت امام(ره) ایشان را در جریان روند بازجویی از مهدی هاشمی قرار می داد.امام(ره)  با نهایت دقت مراقب بودند تا نزدیکی مهدی هاشمی به بیت مرحوم منتظری بر وجهه ایشان صدمه نزند و به علاوه خللی در کار وزارت اطلاعات ایجاد نکند. بالاخره مرحوم منتظری قائم مقام رهبری بودند و خیلی ها از مواجهه با ایشان دوری می کردند.اما امام (ره)با قاطعیت و جدیت روند پرونده را پیگیری می کردند.

پس از ورود غیرعاقلانه مرحوم منتظری در وادی دخالت در روند پیگیری قضایی، حضرت امام(ره)  در نامه نگاری های متعدد ایشان را به پاک سازی بیت خود از عناصری که بدخواه ایشان هستند توصیه فرمودند. اما مرحوم منتظری مدام اصرار داشت که بر خطاهای مهدی هاشمی قلم عفو کشیده شود.شاید توقع داشت که به دلیل سابقه انقلابی وقرابتی که از قدیم با امام(ره)  دارد امام مهدی هاشمی را به خاطر ایشان عفو کند!

شاید مرحوم منتظری خود را استوانه نظام می دید و انتظار داشت حرمت استوانه ها در هر شرایطی نگه داشته شود!

امام(ره)  هرچه توصیه کردند که ایشان در امر دادگاه رسیدگی با اتهامات مهدی هاشمی دخالت نکند اما مرحوم منتظری محاکمه وی را توهین به بیت خود وساحت مقدس استوانه ای می دانست.

مهدی هاشمی به همه قتل ها و جنایاتش اعتراف کرد و به اعدام محکوم شد. مرحوم منتظری جهت نجات وی اخرین حربه ها را به کاربرد.

اما مهدی اعدام شد! و استوانه بزرگ به حکم امام(ره)  شکست!  

 

امروز سال 1389

وزیر اطلاعات به شدت پیگیر بحث دستگیری و معرفی مهدی هاشمی به دادستان تهران است. دادستان تهران هم خبر صدور حکم جلب برای او را تایید کرده است. و اینک آقای هاشمی رفسنجانی در تکرار زیبای تاریخ مخیر شده است.

چه کند؟ و چه نکند؟

امروز مردم شریف و شهید داده ایران اسلامی سر اپا چشم و گوشند تا موضع و رفتارهای شخص جناب هاشمی را در زمان برگزاری دادگاه فرزندشان ببینند و بشنوند.

این روزها جناب هاشمی قطعا خاطرات سال 65 را مرور می کند و برای خود در حال سبک و سنگین کردن است.

 

کیفرخواستی صادر شده شواهدی وجود دارد و متهمی..

کار آنچنان سختی نیست. یا این متهم به مجرم تبدیل می شود و یا تبرئه می گردد.

اگر مجرم بود که همه به حکم دادگاه احترام میگذاریم و همه با هم متحد و با وحدت کلمه خواستار اشد مجازات برایش می شویم و انتظارمان این است که شخص جناب آقای هاشمی جلو دارمان باشند.

واگر دادگاه ایشان را تبرئه کرد باز هم همه به حکم دادگاه احترام میگذاریم و این بار ما زود تر از ایشان..

اما این دادگاه باید انجام پذیرد تا همه و همه بدانند که در دادگاه عدل اسلامی فرقی میان پسر آقای هاشمی رفسنجانی با پسر اکبر آقا بقال سرکوچه ما نیست!

این روزها همه در انتظار عکس العمل و رفتارها هستند.

آیا دوباره استوانه ای خودش را می شکند؟ و یا استوانه در برابر عدالت سر تعظیم فرو می آورد؟