همین دیشب بود که با چهره های خندان و شجاعتی وصف ناپذیر از کار بزرگشان میگفتند و این که دلهای کودکان غزه را شاد خواهند کرد اما پهنه آب های فلسطین به خونشان سرخ شد...
موج های دریا سکوتی تلخ بر عمق جنایت وحشی صفتان بندگان ابلیس، را به نمایش گذاشتند.
چشمان امید وار کودکانی زارو نحیف در ساحل، به اشک نشست و غم ناجوانمردانه به قلب های کوچکشان برگشت.
خبر حمله وحشیانه و فراتر از وحشیانه جنود شیطان ،صهیونیسم کثیف به کشتی حامل کمک های بشر دوستانه به مردم غزه جهان را در بهت و حیرت فرو برده است.
هوا بس ناجوانمردانه خونی است...
عمق جنایت آنقدر برای جهان هولناک است که کوشنر هم شرم میکند و آنرا غیر قابل توجیه میخواند!
واوباما خفه خون گرفته است، جالب است!
آخر همیشه در برابر کشته شدن هزاران کودک و زن و مرد فلسطینی میگفت اسرائیل حق دارد از خودش دفاع کند الان اما نمیداند چگونه حق را به اسرائیل بدهد؟
این خوک های کثیف به دست خودشان گورشان را کندند خدایا باورم نمی شود. به نظرم نابودی اسرائیل را به چشم خواهیم دید. تا مدتی پیش این قدر مطمئن نبودم تا زمانی که چشم براین دنیای فانی نبسته ام بتوانم آرزوی دیرین امام عزیز و شهدا را ببینم. اما الان به ضرس قاطع میگویم این بیت عنکبوتی کارش تمام است.
اردوغان کجایی؟ نمنه دی سن؟ بجنب برادر!
سفیر کثیف اسرائیل رو اخراج کن!
سفارت اسرائیل را با خاک یکسان کن و به جاش توالت عمومی بساز مردم حالشو ببرن!
نیروی دریاییت رو آماده باش بده و در سواحل جلو چشمای کثیفشون جولان بده!
چند تا از تیز پروازات رو بفرست تا به سمت اسرائیل پرواز کنند و برگردند!
بجنب قارداش!
فقط نباید کم بیاری
شنیدم وزیر امور خارجه ات گفته این کار اسرائیل به روابط دو کشور صدمه میزنه!!
قارداش من هنوز شیر فهم نشدید؟باید بیان خونتون رو رو سرتون خراب کنند تا بفهمید اینا چه قدر پستند؟
البته بهت حق میدم ارتش شما خون مسلمونی تو رگاش نیست کشور مسلمون، دولت مسلمون ، ارتش سکولار؟! این دیگه نوبره به خدا...
اما اردوغان جان! عیب نداره برای نابودی این تار عنکبوت ارتش نیاز نیست.
10 کشتی دیگه با کشورهای اطراف آماده کنید ما هم شریک ،خودتم بشین تو اولیش و برو به سمت هیولای سیاه
سمفونی قایق ها رمز آزادی غزه است.
گوش کنید دنیا خفه خون گرفته همه بهت زده اند صدا از هیچ کس در نمیاد جز صدای سمفونی قایق ها
کار رو باید یک سره کرد .
پس پاپ بندیکت چندم کجاست؟ کشیش شمارا به جرم اجرای فرامین مسیح کشتند.سکوتتان خود مسیح را میکشد از غصه! تکان خوردن هر از گاهی خوب است.
مسلمانان سطل آب که نریختید بر سر این جرثومه فساد ،لا اقل سوار کشتی شوید و به سمتش بروید. محاصره اش کنید....
صدای سمفونی ما شاید نتواند بر صدای گوش کر کن "نانسی عجرم" در حرمسراهای تو در توی عربستان و نوچه هایش فائق آید اما ما را چه باک آنها صدای روحانی ما را نشنوند بهتر است. باید به پا خاست.
بگذار ملک عبد الله خوش باشد .بگذار مبارک در عیش باشد. ما بلند تر مینوازیم
جهان گوشش به سمت ما نشانه رفته است بنواز!
مهم این است که گوشهایی بدون گوشواره در ساحل فلسطین منتظر صدای ماست. بنواز!
100 قایق برای اجرای این سمفونی کافی است. چه کسی تک نواز است؟بنواز ناخدا بنواز مرد!
القدس لنا
این روزها هرکس که هوایی و هوسی برای پناهندگی به فرنگستان دارد و بهانه ای برای توجه چشم آبی های اروپایی میطلبد ژست سیاسی گرفته و با شکوه از نبود آزادی در ایران خود را یک فراری از اختناق و خفقان جا میزند تا علاوه بر توجه رسانه های غربی اگر هم شد از این راه مایه تیله ای به جیب بزند.
در این میان ورزشکاران ، هنرمندان و خبرنگاران طعمه های محشری هستند. البته این طعمه ها معمولا پس از این که حسابی دوشیده شدند به راحتی دور انداخته میشوند وپس از سالها زندگی در کنج غربت در آرزوی صدای لبو فروش کوچه های ایرانی میمیرند!
نمونه هایی از این خودشیفتگان هنرمند در این سی سال کم نیستند. و جدید ترین آنها" گلشیفته فراهانی" است. او که پس از بازی در فیلم" یک مشت دروغ" که واقعا هم یک مشت دروغ بود،آنچنان خودشیفته شد که عنان از کف داد و مست جام غرور و تکبر ناگهان به همه افتخاراتش در سینمای ایران اسلامی پشت پازد به این خیال که دیگر ستاره بلامنازع فیلم های هالیوودی شده و دیگر "مونیکا بلوچی "و "سلما هایک" باید از او امضابگیرند. اما زهی خیال باطل...
این که" رایدلی اسکات" چهره گلشیفته را جهت شبیه سازی یک دختر عرب معصوم مناسب یافته دیگر اینقدر ها غرور و تکبر فزاینده ندارد.
مستی این غرور گلشیفته را خود شیفته کرد تا در مراسم اسکار آبروی چندین ساله خود و حتی پدرش را به باد دهد. و در همان جا بماند ودر انتظار بازی در یک فیلم هالیوودی ...
البته پس از مدتی که خبری نمیشود کم کم خرج های بالای زندگی غربی او را به مصاحبه های سیاسی و سیاهنمایی هایی که صهیونیست ها را راضی میکند سوق میدهد.
این روزها گلشیفته ی خود شیفته، در حال مصاحبه با رسانه های غربی و سمپاشی علیه کشورش است.
"در ایران آزادی های عقلی هم محدود است! جو اختناق حاکم است!"
اما باید از این مدافع آزادی پرسید در این نظام سراسر اختناق تو چگونه توانستی به این درجه از موفقیت برسی؟
چگونه موفق شدی در این قلعه سیاه!! به افتخارات زیر دست یابی؟!
علی رغم وجود جو خفقان و امنیتی !خود شیفته قهرمان توانسته است در فیلم های زیر بازی کند:
در خت گلابی 1376، هفت پرده 1379، زمانه 1380،دو فرشته 1381، بوتیک ،بابا عزیز ، اشک سرما 1382، ماهی ها عاشق میشوند1383،به نام پدر، میم مثل مادر ، گیس بریده،نیوه مانگ ، سنتوری ، ارابه مرگ1385،دیوار 1386،همیشه پای یک زن در میان است1387
جالب است ! در کشوری که نبود آزادی گلوی نازک خود شیفته را به هم میفشارد، از زمانی که دیگر بازی با عروسک هایش را کنار گذاشته وارد سینما شده و خود را به سرعت به یکی از چند ستاره زن سینما تبدیل کرده است!
در یادداشتی که برای ارغوان رضایی نوشتم دوستانی که نظر گذاشته بودند به من تاخته اند که:
"شما برای اینکه گلشیفته (همان خود شیفته) یک روسری از سر برداشته بود قیصریه را به آتش کشیدید حالا این خانوم که با فلان و بهمان در مسابقات ظاهر میشود برایتان ارزشمند شده ای سوء استفاده گران! ای متقلبان!ای سیب زمینی خوران!"
پاسخ این دوستان راداده ام اما دراین جا هم دوباره میگویم
این خانم خودشیفته هرچه دارد از سینمای همین نظام دارد مانند آن استاد موسیقی خیلی معروف !که اگر این انقلاب نبود شاید الان یک کلاس آواز هم نداشت! اما وقتی به خاطر زمینه هایی که در اختیارشان قرار گرفته به نوایی میرسند ناگهان شروع به نمکدان شکنی میکنند!
مشکل ما نوع نمکدان نیست نمکدان شکستن خطاست!
آن روزی که خودشیفته با نهایت ذوق از بازیش با دیکاپریو میگفت برای خودم گفتم کاش من جای او بودم...
با همان حجاب همیشگی ام در اسکار حاضر می شدم .خبرنگاران به دورم میریختند و مرا سوال پیچ میکردند که از بازی در کنار مردان بزرگ هالیوود چه احساسی دارم؟
من هم با میمیک صورت مخصوص شیر زنان شرقی پاسخ میدادم:
"تجربه خوبی بود اما من بازی در کنار استاد انتظامی و استادنصیریان را ترجیح میدهم.."
قطعا این پاسخ لرزه ای بر اسکار می انداخت که ریشترش قابل محاسبه نیست!
و با افتخار به میهنم برمی گشتم و برای وطنم و مردمش هر آنچه داشتم میدادم." میم مثل مادر" را ضایع نمی کردم .اشک هایی که در آن برگونه ها نشاندم را خشک نمیکردم. وروی خون کاوه ها "اشک سرما" نمیریختم.